سيد على اكبر برقعى قمى
329
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
گرديد و به فارس رفت و در آنجا سر به طغيان نهاد و به عرب گفت : زكات ندهيد ، به نصارا گفت : جزيه نپردازيد و با اين عمل جمعى را به دور خود فراهم كرد . امير المؤمنين عليه السّلام معقل بن قيس و زياد ابن حفصه را با سپاهيانى فرستاد تا او را دستگير كنند و چون روياروى لشكريان خرّيت رسيدند زياد بن حفصه پرچمى برافراشت و منادى او بانگ برداشت كه هركس به طرف رايت آيد در امان خواهد بود بسيارى از همراهان خرّيت از او برگشتند و به سپاهيان زياد بن حفصه پيوستند و خرّيت در آن جنگ شكست خورد و كشته گرديد . و نيز از همين قبيله است صالح ناجى صاحب كتاب التوحيد و كتاب الرد على المخالفين و ابن نديم او را در شمار متكلّمان خوارج ذكر كرده است . « 1 » ناسب : بر وزن راهب به معنى نسبشناس و كسى كه نسبش را ذكر كند و يا نسب ديگران را و نسّابه كسى است كه از نسبها آگاهى بسيار داشته باشد و از ناسبان و يا نسّابان عرب محمّد بن سائب كلبى است و فرزندش هشام بن محمّد و در كلبى گذشت . ناشرى : منسوب است به ناشر بر وزن شاعر و آن نام پدر تيرهاى است در قبيلهء اسد به نام ناشر ابن اسامة بن والبه و از اين تيره است ابو الحسن صدقة بن منصور بن دبيس بن علىّ بن مزيد اسدى ناشرى كه در روزگار خلافت مسترشد بر بسيارى از شهرهاى عراق استيلا پيدا كرد و در سال 529 سلطان مسعود بن محمّد ملكشاه او را بكشت . وى مردى اديب و شاعر بود و حريرى در مقامهء سى و نهم نام او را برده است و از نظم اوست در مدح علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام . حبّ علىّ بن ابى طالب * للناس مقياس و معيار يخرج ما فى اصلهم مثل ما * يخرج غش الذهب النار و ابو الفضل عبّاس و يا عبيس ( مصغّر عبّاس و عابس ) ابن هشام اسدى ناشرى از محدّثان اماميّه و صاحب كتاب الحلال و الحرام و كتاب الغيبة و كتاب المثالب و اين كتاب را خالدات فلان و فلان ناميد و متوفّاى 219 . و نيز ناشرى منسوب است به آل ناشر نياى آل ناشر در يمن و از اين خاندان است حمزة بن عبد اللّه ابن محمّد بن علىّ ناشرى زبيدى در شمار اعلام علما و فقيهان و صاحب كتاب مسالك التحبير و كتاب انتهاز الفرص فى الصيد و القنص و كتاب حدائق الرياض و غوصة الفياض و كتاب سالفة العذار فى الشعر المذموم و المختار و متوفّاى 926 . و بايد دانست كه ناشرى نيز تيرهاى است در قبيلهء همدان و تيرهاى است در قبيلهء عك و براى تشخيص ، قيد قبيله كنند . « 2 »
--> ( 1 ) - و نيز ناجى بن ابى صديق بكر بن عمرو ناجى لقب ريحان بن سعيد و ناجى لقب ابراهيم بن نافع الجلاب از مردم بصره بود و سالم بن هلال ملقّب به ناجى و ناجى لقب سليمان بن اسود از مردم بصره هر پنج تن در شمار محدّثانند ( الأنساب / سمعانى : 5 / 442 ) . ( 2 ) - و نيز عثمان بن ابى بكر ناشرى ملقّب به عفيف الدّين در شمار فقيهان شافعى يمن بود و در شعر و ادب نيز دستى داشت . صاحب كتاب البستان الزاهر فى طبقات علماء بنى ناشر و كتاب الهداية و نيز عمر بن عبد الوهّاب ملقّب به سراج الدّين و مشهور به ناشرى در شمار علماى عامّهء قرن دهم هجرى است و در سال 982 در شهر زبيد از بلاد يمن درگذشت ( لغتنامه / دهخدا : 45 / 145 ؛ ريحانة الأدب : 6 / 93 ) .